فیلمنامه: صمد خطیبی – حامد ذاکر
کارگردان: صمد خطیبی
2009/06/07
نهضت آزادی از انتخابات می گوید. (ویدیو)
محمد مصدق: جان خود را در بیان حقیقت و اعتقادم به مخاطره افکندم و دیگران حتی از دادن یک رای اباء دارند.
2009/06/05
رضا کیانیان: آقای موسوی من به شما رای می دهم. به خاطر اینکه شما در صحبت هایتان کمتر به دیگران بد گفتید و بیشتر از برنامه ها و اهداف خودتان حرف زدید.
رضا کیانیان بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون هم به صف حامیان میرحسین موسوی پیوست. او در یادداشتی که در اختیار روزنامه «اندیشه نو» گذاشت خطاب به میرحسین موسوی نوشت: آقای میرحسین موسوی بعد از سلام با احترام به سه نامزد دیگر ریاست جمهوری من به شما رای می دهم.
1- به خاطر اینکه شما در صحبت هایتان کمتر به دیگران بد گفتید و بیشتر از برنامه ها و اهداف خودتان حرف زدید. با نفی دیگران به دنبال اثبات خودتان نبودید پس امیدوار هستم اگر رئیس جمهور بشوید، شکست هاتان را به گردن دیگران نخواهید انداخت و فرافکنی نخواهید کرد.
2- شما دیگران را تهدید به افشاگری نکردید. سال هاست دولتمردان ما تا به تنگنایی برمی خورند و کسانی را سد راهشان می بینند، تهدید می کنند. اگر از سر راه ما کنار نروید، افشا می کنیم و نمی دانیم چه چیزی قرار است افشا شود. و هرگز هم نفهمیدیم. اما فهمیدیم همه شان کارهای بد فراوانی کرده اند که قرار است روزی برملا شود، این تهمت زدن دو بدی بزرگ تر به همراه دارد، چون کسی که می داند و افشا نمی کند، به نوعی شریک جرم است و هیچ مرجعی هم از او بازخواست نمی کند تا ماجرا روشن شود و دوم اینکه اعتماد ما را به عنوان ملت به خودشان و دیگران از بین می برند.
3- شما وعده پایبندی به قانون می دهید. قانون بشری هیچ گاه و در هیچ کجا کامل و بی عیب نیست اما چون ملی ا ست و قرار است همه از قدرتمند و بی قدرت در برابر آن یکسان باشند، عادلانه است. عدالت اجتماعی هم یعنی همین یعنی کسی حاشیه امن فراتر از قانون نداشته باشد. این امنیت است. عدالت اجتماعی را یک نفر نمی تواند فراهم کند. عدالت اجتماعی یعنی اینکه همه پایبند قانون باشند. همه در همان چارچوب قانونی پاسخگو باشند. کیانیان با بیان اینکه دوران عیاری سرآمده، قرار است حق را تعیین کند و همه در برابر آن تسلیم باشیم، هم آورده: «اینگونه است که من به عنوان شهروند و شما به عنوان رئیس جمهور حق مساوی خواهیم داشت. » کیانیان همچنین نوشته: «همه اینها که گفتم مواردی به ظاهر جزئی بودند اما می دانید که جزئیات هستند که کلیات را می سازند. من به عنوان شهروندی که به قوانین و مسوولان احترام می گذارم، به شما می گویم که زندگی را همین جزئیات می سازد و من از شما می خواهم جزئیات را سامان دهید.»
عباس میلانی: چهارسال پیش من هم در زمره کسانی بودم که می گفتم با نظارت استصوابی شورای نگهبان شرکت در انتخابات گره برباد زدنی بیش نیست. اما به گمانم تاریخ چهارسال اخیر نشان داد که گزینه من خود در واقع گره برباد زدن نگاهی کمال طلب بود. نگاهی که می گفت اگر انتخابات صد در صد آزاد نباشد نباید در آن شرکت کرد.
عباس میلانی رییس گروه ایران شناسی دانشگاه استنفورد آمریکاست. ولی در مورد تحریم انتخابات گفت: نظارت استصوابی طبعا ناقض بی چون و چرای آزادی ایرانیان است، اما به رغم این نقض عمده، حق شرکت در انتخابات کماکان بخشی از حقوق ایرانیان و جزئی از میراث آن حرکت دمکراتیک است. اگر به لحاظ نظارت استصوابی بخش اعظم این حق را روحانیون برای خود غصب کرده اند، نفس این حق را نباید به آنان وا گذاشت.
انتخابات چهارسال پیش آشکارا نشان داد که حتی در چارچوب سخت معیوب و محدود و غیر دمکراتیک انتخاباتی که شورای نگهبان کاندیدهایش را دست چین و گاه حتی نتایجش را خودسرانه تعیین می کند، گزینش یکی بر دیگری می تواند تفاوت هائی فاحش بر وضع زندگی روزمره مردم، وضعیت اقتصادی کشور، وضع فرهنگی جامعه و چند وچون سانسور، وضعیت زنان و کم و کیف فشارها و حق شکنی ها زن- ستیز و بالاخره در وضعیت بین المللی ایران (و لاجرم ایرانیان) پدید آورد.
می گفتند شرکت در انتخابات به معنی توجیه و تثبیت وضع موجود است. فراموش می کردند که شرکت نکردن در آن در شرایطی که بدیلی معقول و ممکن در افق نیست، به معنای تثبیت بدترین روایت “وضع موجود” است. در سی سال اخیر دیده ایم که “وضع موجود” روایاتی گوناگون دارد وگاه انتخاب به راستی میان روایتی خطرناک تر و زیانبارتر از “وضع موجود” و روایت صرفا ناخوشایند “وضع موجود” است. عدم شرکت درچنین انتخابی به معنای واگذاشتن حق این انتخاب به کسانی است که “وضع موجود” را رهبری و هدایت می کنند.
چهارسال پیش من هم در زمره کسانی بودم که می گفتم با نظارت استصوابی شورای نگهبان شرکت در انتخابات گره برباد زدنی بیش نیست. اما به گمانم تاریخ چهارسال اخیر نشان داد که گزینه من خود در واقع گره برباد زدن نگاهی کمال طلب بود. نگاهی که می گفت اگر انتخابات صد در صد آزاد نباشد نباید در آن شرکت کرد.
شرکت در انتخابات و نفس وجود آنها به معنای پذیرش حق مردم و بخشی از میراث دمکراتیک جامعه است. شرکت نکردن در آن به دلیل عیب و نقص های عمده ای که در نحوه انجام انتخابات وجود دارد بسان کسی است که در اعتراض به غصب بخش اعظم منزلش توسط مشتی غاصب از اندک حقوقی که هنوز غصبش نکرده اند هم استفاده نمی کند. تجربه تاریخی نشان داد که شاید می توان از طریق همین انتخابات معیوب غاصبین را به اندکی عقب نشینی واداشت و بخش بزرگتری ازاین منزل و میهن مان را به نور آزادی و به حضور انسانهایی رها از قیم هایی خود- برگزیده منور کرد.
ابراهیم یزدی: ما در انتخابات شركت می كنیم و رای می دهیم زیرا این اولاً حق ماست، ثانیاً انتخابات فرصتی است برای رای به عدم كفایت سیاسی مدیریت كنونی، یك نه بزرگ در سطح ملی به عملكرد ها و سیاست های حاكمان.
ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران: فضای بسته سیاسی ایران و هزینه ای بالای فعالیت سیاسی خود به خود موجب انفعال سیاسی و بی تفاوتی در میان بخش قابل توجهی از مردم شده است. تمایل به عدم شركت آنان در انتخابات بروز یا پیامد این بی تفاوتی سیاسی یا سیاست زدگی بخشی از مردم است. طبیعی است كه این واكنش منفعلانه مردم و كاهش مشاركت واجدین شرائط در انتخابات، موجب تغییروضع موجود نمی شود بلكه بد تر هم خواهد شد.
حالا هم همین جریان مصمم است بار دیگر با اعمال شیوه های شناخته شده انتخابات را به نفع خود مهار كند و اگر نتواند، بازی را بر هم خواهد زد. در همین انتخابات پیش رو از هم اكنون ما شاهد تشدید جو خشونت در انتخابات هستیم. زیرا آمار حاكی از آن است كه این جریان در انتخابات شكست خواهد خورد.
برای بسیاری از فعالان سیاسی، كارشناسان اقتصادی، نویسندگان، روشنفكران دینی و سكولار انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری هزینه های جبران ناپذیری را بر میهن مان تحمیل خواهد كرد.
بنابراین باید از این فرصت استفاده كرد و مانع انتخاب مجدد وی شد. در نظام های دموكراتیك، انتخابات به معنای گزینش میان صالح و اصلح یا خوب و بد نیست بلكه میان بد و بدتر است.
2009/06/04
آفتاب آمد دلیل آفتاب؛ نظر یکی از طرفداران احمدی نژاد

احمدی نژاد استاندار تحت امر رفسنجانی
این نامه ی یکی از طرفداران آقای محمود احمدی نژاد است به ایمیل ما. قضاوت با شما.
من به احمدی نژاد رای خواهم داد و تمام خانواده ام هم همینطور. تا امثال شما برای صندلی ریاست جمهوری دندان تیز نکنند. اگر کارنامه ی دولت نهم تیره است به خاطر امثال رفسنجانی ها و … می باشد. ولی این بار به یاری خدا و سپاه پاسداران و بسیج دکتر احمدی نژاد رای خواهد آورد تا امید منافقینی مانند شما برای همیشه نا امید گردد.
مرگ بر ضد ولایت فقیه. مرگ بر فاسد اقتصادی. مرگ بر همینایی که فقط توهین و مسخره کردن را سر لوحه کارشان دارند. مرگ بر منافق.
این را هم بدانید که به مقدسات قسم چنانچه احمدی نژاد رای نیاورد ما نیروهای سپاه اجازه کارکردن به دولت رانت خوار و فاسدی مانند زمان رفسنجانی فاسد را نخواهیم. به الله قسم.
2009/06/03
حسن یوسفی اشکوری: نه رأی دادن مقدس است و نه تحریم، جاودانه
من از شمار کسانی هستم که معتقدم گرچه اصل بر رأی دادن است اما نه رأی دادن یک حکم ایدئولوژیک و مقدس است که در هرشرایط باید رأی داد و نه تحریم جاودانه است، باید در هر انتخابات جداگانه تصمیم گرفت، اگر امکان اندک تغییر و اثری باشد، باید شرکت کرد و رأی داد وگرنه، نه.
من در چند انتخابات گذشته شرکت نکردم و رأی ندادم و به اصطلاح از تحریمی ها بودم اما در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کنم. در طول این سالها ( و به طور مشخص پس از 76 ) هربار که انتخابات ( مجلس، ریاست جمهوری و شوراها ) مطرح شده و به اصطلاح تنور انتخابات داغ شده و جریانهای سیاسی و یا افراد را به تکاپو انداخته، همواره این پرسش برای آن شمار ایرانیانی که مخالف و یا منتقد جدی و رادیکال ساختار حقوقی و حقیقی جمهوری اسلامی و خواهان تغییرات اساسی هستند مطرح شده که باید رأی داد یانه.

دچار توهم نیستم و انتظار زیادی ندارم و برای من در این انتخابات هدف اصلی تغییرات اساسی و قابل توجه در ساختار نظام و اجرای تمام عیار حقوق بشر و یا تحقق دموکراسی متعارف و مطلوب نیست، آنچه برای من مهم است این است که با استفاده از فرصت انتخابات و بویژه سخنرانی ها و اعلام مواضع و برنامه های کاندیداهای منسوب به جریان اصلاح طلب، گامی به سوی تقویت جنبش مدنی و باز شدن فضای تنفس اندکی برای کنشگران عرصه فرهنگ و سیاست و هنر و حتی اقتصاد برداشته شود.
دلیل مشارکت این بار من این است که احساس می کنم در شرایط کنونی نه توسل به شیوه های خشن و انقلابی به نتیجه می رسد و سودی عاید مردم می کند و نه بی عملی و قهر از صندوق رأی قابل دفاع و مفید است.
2009/05/31
آيت الله صانعی: اگر کسی بخواهد دروغ بگوید رای دادن به او گناه است.
آیتالله یوسف صانعی با تاکید بر اینکه اگر کسی بخواهد دروغ بگوید رای دادن به او گناه است، بیان کرد: کسانی که تا دیروز عرفان امام (ره) را زیر سوال میبردند، امروز به دنبال عوام فریبی هستند و خود را استاد عرفان مینامند.
به گزارش قلمنیوز، آیتالله یوسف صانعی، مرجع تقلید، پنجشنبه شب در حسینه دارالزهرا (س) در ولنجک با تاکید بر حضور همگان در پای صندوقهای رای گفت: من در هیچ اطلاعیهای راجع به انتخابات قبل این را نگفته بودم اما امروز و برای این انتخابات اعلام میکنم که حضور مردم پای صندوقهای رای لازم عقلی است.

صانعی در این مراسم با انتقاد از دروغگویی برخی حاکمان، دروغ را بزرگترین گناه دانست و گفت: اگر کسی بخواهد دروغ بگوید رای دادن به او گناه است؛ چون او با دروغ گفتن به یک ملت خیانت میکند. باید پای صندوقهای رای برویم و کسی را انتخاب کنیم که اساس کارش بر صدق و راستی است.
این مرجع تقلید با بیان اینکه دروغ قدرتمندان، گناهی است که خدا نمیبخشد چون از طرف یک ملت دروغ گفته میشود و در صورتی که تمام آن ملت آن را ببخشند خدا نیز آن را خواهد بخشید ادامه داد: دروغ، انحراف میآورد و دروغ قدرتمندان جامعه را به دروغ میکشاند. اساس نباید بر تملق و دروغگویی باشد و اینکه قوم و خویش خود را به قدرت برسانیم، بیتوجهی به اسلام است.
صانعی بیان کرد: حالا که آقایان مصلحت نمیدانند این سخنان از صداوسیما پخش شود مانند دوران انقلاب که اطلاعیهها توسط مردم پخش میشد، باید این سخنان را بنویسید و تکثیر کنید و به روستاها ببرید. روزنامههایی که این سخنان را مینویسند تکثیر کنند و در میان مردم پخش کنند.
2009/05/30
غلامحسین کرباسچی هستم ، پریروز استاندار اصفهان ، دیروز شهردار تهران و امروز نگران ایران؛
هموطن عزیز ؛ سلام غلامحسین کرباسچی هستم ، پریروز استاندار اصفهان ، دیروز شهردار تهران و امروز نگران ایران؛برعکس برخی که از شهرداری تهران به شهریاری ایران رسیدند، از شهرداری تهران به جرمی ناکرده به همراه بسیاری روانه زندان شدم ، با همان سریال معروف کرباسچی؛ یادتان هست؟مدعی نیستم در هر مسئولیتی که داشتم بهترین بودم ولی هرکجا بودم تلاش خودم را کرده ام و کوشیده ام به بهترین شیوه مدیریت کنم و به معنی واقعی کلمه خدمت؛ امیدوارم شما شهروندان تهرانی و اصفهانی عزیز ،شاهد این ادعا باشیدو از ثمره سال های حضور من در شهرداری تهران و استانداری اصفهان راضی .
هموطنانم ؛ من هم امروز به مانند بسیاری دیگر از مردم و نخبگان نگران ایرانم ، در سمت مدیرمسئول روزنامه همشهری,هم میهن و افتاب گردان و ….که بودم حرف هایی می زدم که به مذاق قدرتمندان خوش نمی آمد ، در آن زمان هم برای کشور احساس نگرانی داشتم ولی امروز بسیار نگران ترم . نگرانی من از آینده کشور باعث شد تا این نامه را به شما بنویسم و از شما دعوت کنم که حتما در انتخابات شرکت کنید و رأی دهید.
لینک مطلب
2009/05/29
آيت الله طالقانی: آن كسي كه آزادي را نويد مي دهد، اوست كه طرفدار انسان است.
طالقاني در نطق مشهور خود در بيست و سوم مردادماه يك هزار و سيصد و پنجاه و هشت خورشيدي در ديدار با نزديك به صد هزار نفر از مردم در كاخ سعد آباد تهران ضمن واگويي اين مهم كه آب و نان مساله است، اما نه آنكه زندگي فقط آب و نان باشد هشدار مي دهد كه « …گول نخوريد. گروهی دين خدا را وسيله بدست آوردن خواسته هاي خود قرار مي دهد. به تمام اوليا متوسل مي شود كه من جز خدمت هيچ منظور ندارم… گول نخوريد…
آن كسي كه آزادي را نويد مي دهد، اوست كه طرفدار انسان است. انسان كه از حيوان كمتر نيست. انسان كه پست تر از حيوان نيست. انسان مي خواهد آزاد نفس بكشد. آزاد زندگي كند و در مقدرات خودش موثر باشد. آب و نان كه مقدرات زندگي نيست ولي افرادي كه مي خواهند بر انسان مسلط شوند، اول از راه وعده شكم، انسان را مي فريبند!…» محبوبترين آيت الله بي بديل ايران،چيزي بيش از ربع قرن خويش در سخناني بي پرده،صريحا اعلام خطر مي كند: «مستبدين را مي خواهند بر ما تحميل كنند!»
2009/05/26
مهرانگیز کار: البته که رای می دهم. دموکراسی های کنونی راه درازی پیموده اند تا به این جا رسیده اند.
البته که رای می دهم. صحنه رقابتهای انتخاباتی پر از انرژی و نوآوری است. اگر از این انتخابات که از نگاه من تبدیل شده است به یک پل برای عبور به سلامت گذر کنیم و افراطیون با یک اقدام غیر منتظره پنجره ای را که دارد آهسته آهسته باز می شود نبندند امیدهای بر باد رفته باری دیگر به دلها باز می گردد.
من سوای همه ناباوری ها رای می دهم. جذب گزافه گوئی نامزد ها شده ام، هرچند نمی دانم با کدام امکانات در دسترس ادعاهای خود را اجرائی می کنند. برای من در شرائط کنونی رای دادن نوعی تاکید است بر شناسنامه ایرانی، اقدامی است مانند تمدید گذرنامه ایرانی . صحنه من را جذب کرده است.
در گذشته ام به کرات مخالفت با مکانیسمی که من و همفکرانم را از مشارکت ممنوع می کند ثبت شده است. بر آن مخالفت ها باقی هستم. نامزدهای حاضر در صحنه من و همفکرانم را نمایندگی نمی کنند. اما در سالهای دوری از ایران به این شناخت رسیده ام که دموکراسی های کنونی راه درازی پیموده اند تا به این جا رسیده اند. تازه در این مرحله هم پیاپی در تداوم مبارزات گذشته دارند کار می کنند.
در انتخابات شرکت می کنم. از اعلام این نگرانی هم پرهیز نمی کنم که بسیار ممکن است همین درجه از اصرار نامزدها در بیان موانع و مشکلات که انتخابات سالم را خدشه دار می کند تحمل نشود. شاید رای دادن و مشارکت و کمک رسانی به انتخاباتی که بازیگران سعی می کنند به استانداردهای جهانی نزدیک بشوند تنها کاری است که در شرائط موجود در حد توانائی هر ایرانی است.
كیومرث پور احمد: مردم فریب افرادی که رای ندادن را تبلیغ میکنند نخورند. مردم باید با حضور در پای صندوقهای رای پاسخ رفتار فریب کارانه این دولت را بدهند چرا که قهر آنها با انتخابات منجر به تکرار وضعیت فعلی در سالهای آینده خواهد شد.

كیومرث پور احمد با انتقاد از فریبکاریهای دولت نهم در حوزههای مختلف فرهنگی،هنری ،سیاسی و اجتماعی گفت:«چهار سال است که شخصیت بین المللی ایرانیان به واسطه رفتار دولت نهم خدشه دار شده است و تنها با حضور مردم در پای صندوق های رای و انتخاب گزینه شایسته امکان اصلاح برخورد جهانیان با ما وجود دارد».
هنگای که میکروفن سیار را به پوراحمد رساندند او ایستاد و گفت که چهار سال پیش اشتباه کردیم، گولمان زدند و فریبمان دادند، رای ندادیم و نتیجه آن امروز شد. وی که بغضی سنگین سخن میگفت، با اشاره به رفتار اهانتآمیزی که امروز با ایرانیان در فرودگاههای کشورهای مختلف از جمله دوبی میشود، تصریح کرد:« اقدامات دولت نهم شخصیت ایرانیان را در کشور های دیگر زیرسئوال برده است، این دولت با دروغ سعی در انحراف افکار عمومی از واقعیتهای موجود در جامعه دارد، این در حالی است که در این دولت شخصیت ایرانیان به بدترین شکل آزرده شد.»
پور احمد که بارها و بارها تاکید کرد که مردم فریب افرادی که رای ندادن را تبلیغ میکنند نخورند، خاطر نشان کرد:«مردم باید با حضور در پای صندوقهای رای پاسخ رفتار فریب کارانه این دولت را بدهند چرا که قهر آنها با انتخابات منجر به تکرار وضعیت فعلی در سالهای آینده خواهد شد.»
2009/05/24
امیر محبیان: مشارکت بالا باشد احمدی نژاد شکست می خورد.
اگر بیست و سه میلیون، یعنی پنجاه درصد شرکت کنند، احمدینژاد در دور نخست پیروز خواهد شد.
اما اگر میزان شرکت از مرز شصت درصد عبور کند و به مرز هفتاد درصد برسد، دشوار است که ایشان بتواند در دور نخست پیروز شود و به دور دوم خواهد رفت. در دور دوم وضعیت ایشان مقداری دشوارتر میشود.
این چکیده تحلیل امیر محبیان، تحلیل گر برجسته جناح اصولگرا از شرایط و احتمالات انتخابات ریاست جمهوری است.
او که خود از حامیان احمدی نژاد در انتخابات 22 خرداد است می افزاید: در دور دوم به خاطر این که تعدد و تکثر آرا بین رقبای آقای احمدینژاد از بین میرود و هواداران رقبای ایشان به سمت یک فرد مایل میشوند و حالت دو قطبی پیش میآید که ممکن است وضعیت را برای ایشان مقداری دشوارتر کند.
یک وبلاگ نویس: میلیون ها نفر قهر کردند و رای ندادند. چه کسی برای اعتراض خاموش لااقل ده نفر از این میلیون ها نفر نیم کیلو تره خرد کرد؟
در ماجرای مشابه قبلی، میلیون ها نفر قهر کردند و رای ندادند. اما گمان ام این بار خیلی ها برای اولین بار شرکت کنند ؛ کسانی که از شر (…) به (…) پناه می برند، حتی کسانی که تردید دارند آیا واقعا قرار است رای شان شمرده شود یا خیر! شاید با خودشان فکر می کنند دوره قبل که میلیون ها نفرمان در خانه نشست و همه دنیا اعلام شد ایرانی ها نرفتند رای بدهد، چه تفاوتی ایجاد شد ؟ مردم دنیا به کمک این جماعت میلیونی آمدند و نجات شان دادند ؟ این بیست میلیون جرات کردند بگویند “های”؟ جامعه بین المللی فهمید مردم و دولت متفاوتند و برای مان بوسه با گل سرخ فرستاد؟ چه کسی برای اعتراض خاموش لااقل ده نفر از این میلیون ها نفر نیم کیلو تره خرد کرد؟
گفتم که، من از درک سیاسی عاجزم. اما آنقدر می دانم که اگر آنچه در چهارسال گذشته روی داد – حداقل آنچه با چشم جر خورده از حیرت خودم دیده ام و با دل ریش ریش شده خودم تجربه کرده ام – بخواهد چهار سال دیگر ادامه پیدا کند، بی تردید در انتهای چهارسال دوم،به جای مردم ایران با منگل ایران مواجه خواهیم بود.
یک وبلاگ نویس: ما ثابت کرده ایم که عدم شرکت شما در انتخابات بمانند شرکت به نفع نیروهای مخالف شماست.
مبارزه عليه جمهوری اسلامی نبايد به محلی برای تجربه های استراتژيك گوناگون تبديل شود، تحريم انتخابات يك سرپيچی و نا فرمانی است، اعتراض مناسب يك جامعه مدنی، متمدن و مناسب حكومتی است كه حرف حساب بفهمد، نه برای جمهوری اسلامی كه نه مدنيت دارد و نه تمدن و گرایش به دمكراسی را در جهان را هيپوكراسی میخواند.
برنامه های مبارزاتی بايد آينده نگر باشد و نتيجه آن بايد پی آمد مورد نظری را بعنوان هدف دنبال کند. ما همواره بايد به سوی پيشرفت اهداف ملی خود گام بر داريم، هر چند كوتاه. بايد تمام مبارزات و تبليغات خود را با شناخت كامل از جمهوری اسلامی انجام دهيم. استفاده از پادزهر عليه ويروسی كه در مقابل آن تكامل و مقاومت پيدا كرده است، تنها ويروس را تقويت مي كند. استفاده نادرست از پادزهر، خود می تواند بحران ايجاد كند.
ما بايد بدون عصبانيت و دور از احساسات رنجيدگی و آزردگی ، به اساس و تشكيلات سازماني جمهوری اسلامی و تاریخچه و چگونگی تدوين آن بپردازيم، اساس و پایه، سلسله مراتب شبكه ها و مراكز ارتباطی، اعضاء، انواع اعضاء، نوع فعالیت آن ها، وابستگی و غیره. هنگامیكه كه فهمیدیم با چه كسی طرفیم، آن زمان قادر خواهیم بود برنامه كار را پیشنهاد و تبلیغ كنیم. بطور مثال بايد تاثير تبليغ دين در روان عموم را بررسی كرد تا بتوان از آن در خط مبارزه ملی استفاده كرد. بايد واقف بود كه حب وطن در اكثر ايرانيان حتی اصولگرايان كاملا آشكار است.
ما ثابت کرده ایم که عدم شرکت شما در انتخابات بمانند شرکت به نفع نیروهای مخالف شماست.
ما کاندید هائی را که شكنجه زندانيان سياسی را غیر قانونی میدانند، طی مراحل قانونی برای همه واجب میدانند، برابری زن و مرد را در حقوق اجتماعی اعلام میکنند ، پیشنهاد ادغام شورای نگهبان را دارند، و یا متعهدانه به رفاه اقتصادی ملت مپردازند را باید تقویت و همه را به رای دادن به ايشان تشويق كنيم. برای ما نباید فرقی كند كه ريش دارند يا نه، عمامه به سر دارند يا با كراوات هستند.
وبلاگ نویسی از بندر انزلی: وضعیت فعلی کشور پروسه عملی تئوری تحریم انتخابات است.
شاید با قاطعیت بتوان گفت وضعیت فعلی کشور پروسه عملی تئوری تحریم انتخابات است. دوره طلایی که با توجه به در آمد فوق العاده نفتی میتوانست سکوی پرتاب ایران در صحنه جهانی باشد که با سو مدیریت و بد سلیقگی از کف رفت. حدودا چهارسال پیش بود که اکثریت مردم با دلسردی از پروژه اصلاحات به پروژه تحریم انتخابات برای اصلاحات اساسی تر سوق داده شدند که نه تنها به این هدف دست نیافتند بلکه امروز باید برای پیروزی و گذر از شرایط فعلی به حداقلها بسنده کنند. در این روزها تنها گروهی که باید از تحریم انتخابات استقبال کند نیروهای طرفدار رئیس جمهور فعلی هستند که با مشارکت حداقلی به احتمال زیاد برنده قطعی این نبرد خواهند بود. از این روست که صدا و سیما بر خلاف دوره های پیشین هیچ اصراری برای شورانیدن ملت برای شرکت در انتخابات ندارد و با چراغ خاموش طی مسیر میکند.البته خوشبختانه با توجه به وضعیت فعلی کشور (در تمام جهات) تحریم انتخابات هدف اکثریت نیست.
یک وبلاگ نویس: خوش خیالی است که بنشینید و منتظر باشید که حکومت انتخابات آزاد برگزار کند و بعد در آن شرکت کنید، این اتفاق خودش هرگز نمی افتد!
دموکراسی یک پروسه است و نه یک پروژه. امیدواری به نهادینه شدن سازوکارهای دموکراتیک در کوتاه مدت کمی خوشبینانه است و در جامعهی ایران با سابقه طولانی مدت فرهنگ استبدادی و سابقه کوتاه مدت برخورداری حکومتها از درآمد سرشار نفت (که حکومت را از پول مردم – مالیات – و در نتیجه از رأی آنها بی نیاز می کند)، تا حد زیادی خوش خیالی.
دموکراسی شیوه حکومت مردمان دموکرات است و در ایران هنوز به اندازه کافی «مردم دموکرات» نداریم. بنابراین مهمترین مانع دستیابی به دموکراسی در ایران حکومتهای غیر دموکرات نیستند، این نوع حکومتها نیز در واقع معلول، یک علت اصلی هستند و آن عقب ماندگی کلی جامعه است. بنابراین استدلال، خوش خیالی است که بنشینید و منتظر باشید که حکومت انتخابات آزاد برگزار کند و بعد در آن شرکت کنید، این اتفاق خودش هرگز نمی افتد! بلکه باید حتی فرصتهای کوچک برای حرکت به جلو را غنیمت شمرد حتی اگر این فرصت، صرفاً فرصتی باشد برای جلوگیری از بازگشت به عقب، باز مغتنم است.
امین، یک وب نورد: کاستی ها را قبول داریم اما تغییر را طی یک روند دموکراتیک میپذیریم چون مبارزه و جنگ امتحان خودش را پس داده است.
شاه یک حکومت فاسد بود و تحت یک انقلاب بقول دوستمان کلنگی نابود شد. حالا حکومت فعلی هم فاسد است. درسی که از این مسئله میگیریم این است که انقلاب خونین چاره ما نیست. همه حرف ما هم همین است. اصلا” اصلاحات حرفش همین است. ما کاستی ها را قبول داریم اما تغییر را طی یک روند دموکراتیک میپذیریم چون مبارزه و جنگ امتحان خودش را پس داده است. حالا انتخابات، یک فرصت مهم در راستای تحمیل خواست ملت به حاکمیت است. درست است که این همه خواست ما نیست اما بخشی از آن که هست. همین که کسی را انتخاب کنیم که با گوجه فرنگی ازش استقبال نشود، زیر تابلوی خلیج با نام مجعول ننشیند معنایش یک «نه» بزرگ به کسانی است که فکر میکنند میتوانند با سیب زمینی و تراول ملت ما را تحمیق کنند. آیا این حرکت را کوچک می دانید؟
نظر یک روزنامه نگار مقیم ایران به نقل از علیرضا نوری زاده: شایسته است تا کاری کرد که مردم، این تحلیل آبکی احمدینژاد از صندوق به در خواهد آمد را نپذیرند که این همان خواست ولایت … است. همان گونه که دوم خرداد 76 این نظریه بی پایه را منسوخ کرد.
به طرح نامه ای از یک همکار در داخل ایران بسنده میکنم. هر توضیحی درباره نویسنده می تواند هویت او را برای امنیت خانه مبارکه آشکار کند. دورنگار او برای من دو بخش است. بخش نخست درباره انتخابات و بخش دوم خصوصی و برای خود من، پس تنها بخش نخست را می آورم با حذف القاب و خطاب پر از مهر او به من…
«شاید خبر داشته باشید که این روزها مردم کوچه و بازار، از معلم و کارگر گرفته تا کارمند و خانه دار و هنرمند و دانشجو، همه و همه یکصدایند که ای بابا! حاکمیت و حضرت آقا بر احمدینژاد نظر دارند و چه ما شرکت کنیم و چه نه، تحفه مزبور از صندوق ولایت به در خواهد آمد!
واسفا که این همان چیزی است که حضرتش میخواهد. مگر نه این که اقلیت ذوب شدگان در ولایت آقا در هر شرایطی پای ثابت انتخابات اند و در شرایط قهر مردم با انتخابات، بدون کوچکترین زحمتی، هم او از صندوق به در خواهد آمد که آقا خواهد خواست.
با همه این اوصاف بر این گمانم که شایسته است تا کاری کرد که مردم، این تحلیل آبکی احمدینژاد از صندوق به در خواهد آمد را نپذیرند که این همان خواست ولایت … است. همان گونه که دوم خرداد 76 این نظریه بی پایه را منسوخ کرد، هرچند که آمادگی و امکانات حاکمیت امروز با آن روز تفاوت بسیار دارد.
هنوز هم بسیاری بر این عقیده اند که دوران دولت اصلاحات ماه عسل جوانان، روشنفکران، فرهیختگان و حتی اقتصادیون در این سی سال بوده است. چه مردم انتخابات را تحریم کنند و چه نکنند این قوم جاهل از آن حماسه ای بزرگ در حمایت از نظام میسازند. چه بهتر که به جای حاکمیتی یکدست که حقوق مردمان ما را در حلقوم چاوز و مورالس و نصرالله و دیگر مفتخوران مجیزگوی ولایت می گذارد، بخشی از حاکمیت در دست کسانی باشد که منتقد نظام بوده و دست کم از انسانیت و حقوق بشر بویی بردهاند و از آدمخواری به دورند و از قبیله کسانی نیستند که ذخایر ملی ما را با بیگانگان به اشتراک بخورند و ….
جناب دکتر، میدانم که قلبتان پر از مهر ایران و کین استبداد است و هنوز هم با شنیدن نام وطن، تپش آن از نظم خارج میشود. پس بیایید و از این موقعیت مرجعوار خود استفاده کنید و مردم را از این تحلیل سست برهانید و توفانی به پا کنید که سرانجام آن برچیدن سفره استبداد از این خانه پدری است.
بیایید و مردم را به این باور برسانید که اگر خواهان تغییری هرچند اندک هستند، نباید با قهر از صندوقها آغاز کنند که پایانی است نافرجام، یا فرجامی همچون تحفه آرادان. بدانید که تاریخ این کشور هرگز بزرگانی همچون شما را که در این باران تهمتها همواره از کرامت ایران و ایرانی دفاع کردهاید، از یاد نخواهد برد.
با سپاس فراوان…»
این بود بخش نخست نامه روزنامه نگاری پر از درد که در سالهای اخیر هزینه سنگینی برای قول حق و دفاع از حاکمیت ملی و حقوق مردم پرداخت کرده و امروز با قلم شکسته و روزنامه مصادره شده دست توسل به سوی ما دراز کرده است.
کاوه، یک کاربر اینترنتی: اگر به نتایج چند انتخابات گذشته بر گردیم می بینیم که عملا جریان تحریم در همه آنها شکست خورده است.
شاید بتوان گفت اولین انتخاباتی که بعد از دوم خرداد به طور جدی مورد تحریم قرار گرفت انتخابات شوراها در دوره دوم بود. و البته میتوان گفت موفقیت آمیزترین تحریم انتخاباتی و با عرض تاسف فاجعه آمیز ترین و بزرگترین اشتباه تحریمیان. چون انتخابات شوراها در دوره دوم آزاد ترین انتخابات در طول حیات سیاسی جهوری اسلامی بوده است که حتی بسیاری از نیروهای ملی ما توانستند در آن شرکت کنند. ولی متاسفانه چنین انتخاباتی با استقبال سردی روبرو شد. از 45 میلیون واجد رای دادن تنها 20 میلیون پای صندوق های رای آمدند. تحریم موفقیت آمیز بود ولی نتیجه اش فاجعه آمیز. اصولگرایان با پلاکارد هایی مزین به نام آباد گران توانستند حداکثر بهره برداری را از این انتخابات سرد ببرند. و نتیجتا” محمود احدی نژاد توانست وارد ساختمان پاستور شود. همانجاییکه بعدها سکوی پرتاب او به بهشت بود.
اگر به نتایج چند انتخابات گذشته بر گردیم می بینیم که عملا جریان تحریم در همه آنها شکست خورده است. میزان آرای شرکت کننده در چند انتخابات گذشته چیزی بین 42 تا 48 میلیون نفر بوده که عمدتا جمعیتی بین 27 تا 30 میلیون همیشه پای صندوق های رای آمده اند و این یعنی بی فایده بودن تحریم چون این میزان شرکت کننده نمره خوبی برای رژیم است و در همه جای دنیا همیشه یک چنین تعدادی پای صندوق رای نمی آیند. و این مسئله مشروعیت هیچ رژیمی را کم نمی کند. تازه اصولگرایان تازگیها شگرد جدید را یاد گرفته اند و آن هم اینکه تعداد افراد شرکت کننده در انتخابات را چیزی بین 5 تا 7 میلیون کمتر از آرا واقعی نشان می دهند و این یعنی شکست تحریمیها……….
نمی دانم این علاقه به تحریم در بین ما ایرانیها از چه جایی سرچشمه می گیرد؟ شاید از بی حوصلگی ماست. همیشه بازیها را در آخرین لحظات باختیم. همیشه فوتبال را در همان 90 دقیقه برای خود تعریف کرده ایم. حوصله وقت اضافه را نداشته ایم. پنالتی که جای خود دارد. همیشه بازی را در نزدیکترین لحظه پیروزی باخته ایم. اینجوری نه در فوتبالمان به جایی می رسیم و نه در سیاستمان و نه در چیز های دیگرمان.
اصلا اقا این حرفا را ول کن فقط پالانش دارد عوض میشود. نیمی از عقب ماندگیهای ما از هین ضرب المثل هایمان است.
لینک مطلب
نظر تعدادی از هنرمندان هالیوود در مورد رای دادن
ویل اسمیت: من رای می دهم زیرا وقتی داشتم بزرگ می شدم، پدرم به من می گفت اگر رای ندهی باید خفه شوی.
نیل پاتریک هریس: من رای می دهم زیرا عاشق شدم و می خواهم به حساب بیاید.
استیون اسپیلبرگ: رای بدهید برای آینده ی فرزندانتان.
این حرفها را هنرمندان هالیوود در یک فیلم کوتاه گفتند تا مردم آمریکا را برای شرکت در انتخابات تشویق کنند. در نتیجه این مشارکت باراک اوباما به ریاست جمهوری انتخاب شد تا اولین رییس جمهور سیاهپوست آمریکا باشد. همچنین وی یکی از جوانترین رییس جمهور های آمریکا است.
2009/05/23
یک وبلاگنویس: بدون شرح
2- دکتر احمدی نژاد با آیت الله جوادی آملی٬ در این فیلم دکتر صراحتا تاکید میکند که هنگام سخنرانی در سازمان ملل در هاله ای از نور احاطه شده بود و …
5- احمدی نژاد در جمع مردم استان زنجان: ملت ایران با چاقوی زنجان دست و پای متجاوزان را قطع میکند.
6- احمدي نژاد: آمريکا عراق را اشغال کرد چون مي دانست امام زمان از اين منطقه ظهور مي کند.
2009/05/22
مسعود بهنود: بعضی از دوستان این طوری فکر میکنند: برو انتخابات را دموکراتیک کن، همه شرایط دموکراتیک را به وجود بیاور، تا من بیایم آنجا رای بدهم. اصلا آن موقع رای دادن و رای ندادن من و شما اثری ندارد.
مریم محمدی (رادیو زمانه): آقای بهنود، من با آقای سید جواد روح مصاحبه کردم. ایشان معتقد بودند که وقتی ما میدانیم انتخابات سالم نیست و میدانیم مردم شرکت نخواهند کرد، ضرورت اعلام شرکت ما چه هست.
مسعود بهنود: اولا، «مردم شرکت نخواهند کرد» یعنی چه این حرف! دوتا احمد مانع این هستند که ملت ایران به صندوق رای که سرنوشتشان توی آن است، نرسد. یکی فرصت شد و گفتم. دیگری را نگفتم، ولی اینجا میگویم. آنی که گفتم تمثیلی، آق شیخ احمد جنتی، یعنی شورای نگهبان است. یعنی به سلیقهی آقای جنتی بود که با رد صلاحیتهایش نمیگذارد. آن دیگری که نرسیدم بگویم الان برای شما میگویم.
یک آق سید احمدی بود در میدان سبزه میدان که کلیدساز بود. آدم بسیار محترمی بود. وقتی پیر شد یک شعار برای خودش درست کرده بود. میگفت: «من کلید میسازم، ولی از توی خانه». مثلا زنی میآمد سرآسیمه که قربانت بروم، فلان و این حرفها و بچهام مانده توی خانه و ممکن است بیفتد توی حوض و در پشت سرم بسته شده، کلید توی خانه است و کلید برای من درست کن. فوری میگفت: برو در را باز کن، قالیچه را بنداز، یک چایی درست کن، من میآیم، کلید را درست میکنم. زن میگفت که اگر من میتوانستم در را باز کنم که دیگر به تو احتیاجی نداشتم. میگفت: خب دیگر، من کلید را از تو درست میکنم. آدم دیگری میرسید و میگفت: من کلیدم تو مانده و در پشت سرم بسته شد. باز همین جواب را میداد که برو در را باز کن، قالیچه را بذار، چایی را دم کن، من میآیم کلید درست میکنم.
حالا ظاهرا بعضی از دوستان ما هم این طوری فکر میکنند: برو انتخابات را دموکراتیک کن، همه شرایط دموکراتیک را به وجود بیاور، تا من بیایم آنجا رای بدهم. اصلا آن موقع رای دادن و رای ندادن من و شما اثری ندارد. رای دادن من و شما الان لازم است که کلید مانده توی خانه. ما باید برویم در را از بیرون باز کنیم.
ما صد سال است با همین وضعیت، با همین نیت، مسیری را که مردم جهان طی کردهاند نرفتهایم. مثلا فرض کنید بریتانیا که هفتصد و خردهای سال تاریخ مجلس دارند، ولی در آن فقط شصت و چند سال است که زنها رای میهند. اگر قرار بود که بقیه این سالها اینها میایستادند و میگفتند، مجلسی که در انتخاباتش زنها نمیتوانند شرکت بکنند، ما برویم شرکت کنیم که چه کار کنیم، یا مجلسی که نصف اعضایش را پادشاه تعیین میکند، ما چرا باید برویم، اینها هم در همان مرحله مانده بودند.
ما به هرحال باید قبول کنیم که سرنوشت ما جز از توی صندوق رای رد نمیشود.
انجمن اسلامی ۵۴ دانشگاه: کارنامه دولت نهم منفی و غیرقابل دفاع بوده و ادامه حیات این دولت منجر به چشمانداز نگرانکنندهتری برای منافع ملت میشود.
انجمن های اسلامی بیش از 50 دانشگاه در ایران با انتشار بیانیه ای، تلاش برای انتخاب نشدن مجدد محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری را “تصمیم عقلانی” همه گروه ها، احزاب و فعالین سیاسی و مدنی “آزادی خواه و اصلاح طلب” خواندند.
اهمیت این بیانیه در آن است که بیشتر این انجمن های اسلامی از اعضای دفتر تحکیم وحدت طیف علامه هستند که در سالهای اخیر عموما انتخابات را تحریم می کردند.
در ابتدای این بیانیه آمده است که “کارنامه دولت نهم منفی و غیرقابل دفاع بوده و ادامه حیات این دولت منجر به چشمانداز نگرانکنندهتری برای منافع ملت میشود.”
مسعود بهنود: نخبگان و انتخابات؛ آیا قهر پایان میگیرد؟
هشت سال دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، بهترین دوران کار و زندگی برای نخبگان و دانش آموختگان و روشنفکرانی بود که برخی از آنان بعد از انقلاب مهجور و منزوی شده بودند.
چاپ کتاب های متنوع، روزنامه های مختلف که سلیقه های گوناگون را تا اندازه ای ارضا می کرد، ساخت فیلم ها و به صحنه آمدن تئاترها و اجرای موسیقی های زنده فضای تازه ای را ایجاد کرد که اهمیت آن از دید نخبگان دور نماند؛ گرچه در همان دوره هم جناح راست از طریق گروه های فشار موانع جدی در راه توسعه فرهنگی ایجاد می کرد.
محمدعلی ابطحی: اینبار به جای تقویت نظام، سرنوشت ایران و مردم ایران بستگی به شرکت در انتخابات دارد.
از این مرحله به بعد تا روز انتخابات یکی از مهمترین ایام تاریخی مردم ایران آغاز شده است. رسالت تاریخی همه ما است که به خاطر ایران و به خاطر مردمی که در ایران زندگی میکنند و مشکلات مختلف را باید تحمل کنند و به خاطر نام پرآوازه ایرانی در هر جای دنیا که دوست دارند از کرامت تاریخی خود بهرهمند باشند، هر چه توان داریم برای شرکت بیشتر مردم در انتخابات تلاش کنیم. تنها راه تغییر در شرایط فعلی شرکت فراوانتر مردم در انتخابات است که بتوانند تغییر تاریخی مورد خواست مردم ایران را تحقق ببخشند. هرنوع تحریم و یا عدم مشارکت، بهترین هدیهای است که در این شرایط میشود به آقای رئیسجمهور فعلی تقدیم کرد. رئیسجمهوری که اگرچه از امروز دیگر یک کاندیدا است ولی حتی برای رعایت اصول اخلاقی حاضر نیست از امکانات تبلیغاتی و دولتی چشمپوشی نماید. همه کسانی که دستی در مسائل اجتماعی دارند و یا نظرسنجی کردهاند میدانند که سقف رایدهندگان به آقای احمدینژاد بسته شده و به آن اضاقه نمیشود. شرکت دیگران در انتخابات به هر میزانی که اضافه شود میتواند امکان تغییر را فراهم کند. کسانی که با خیلی چیزها مشکل دارند و یا حتی علاقمند به تقویت نظام هم نیستند و فکر میکنند با شرکت در انتخابات تنها پایههای نظام تقویت میشود و به این دلیل یا قصد شرکت ندارند و یا دیگران را به عدم شرکت دعوت میکنند باید توجه کنند که اینبار به جای تقویت نظام، سرنوشت ایران و مردم ایران بستگی به شرکت در انتخابات دارد. دیشب من با تلویزیون العربیه در مورد انتخابات مصاحبه مفصلی داشتم. شبکههای دیگر خبری را هم تعقیب میکردم. به مناسبت اعلام نام این چهار نفر همه از انتخابات ایران خبر میدادند. متاسفانه تقریبا همه با اطلاعات غلطی که احتمالا از داخل ایران و توسط مقامات رسمی داده شده است، جوری حرف میزدند که گویا آقای احمدینژاد رئیسجمهور آینده است. من توضیح مفصلی دادم که این اطلاعات ناصحیح از داخل ایران است. آقایان کروبی و موسوی و رضائی اگر مردم شرکت تاریخی در انتخابات کنند میتوانند حداقل در مرحله دوم تغییر را عملی کنند. چه کسانی که مثل من طرفدار آقای کروبی هستند و چه کسانی که طرفداران آقای موسوی و یا محسن رضائی هستند در این مرحله یک رسالت تاریخی داریم و آن اینکه با جاذبههای مختلفی که هر سه کاندیدا دارند تلاش کنیم که میزان شرکتکنندگان در انتخابات را فراوانتر کنیم.
2009/05/21
عبدالکریم سروش: چرا تحریم انتخابات اخلاقی نیست؟
سروش در مصاحبه چند روز گذشتهاش با نشریه روز، نحوه استدلال تحریم کنندگان انتخابات را در قالب تمثیل زیر بیان کرد:
«من در ایران با دوستانی رو به رو بودم که معتقد بودند در انتخابات نباید شرکت کرد. من با دلایل آنها حقیقتا قانع نشدم. [...] زاویه دید آنها این است که انتخابات به هر حال بساطی است که حکومت بر پا میکند و بازی کردن در این بساط، نهایتا سودش به نظام میرسد [...] وقتی از آنها میپرسیدم پس باید چکار کرد، جوابی نداشتند؛ یعنی راه دیگری نمیماند، لابد باید انقلاب کرد، کارهای براندازی کرد…
در اینجا من به آنها قصه چاه کنی را گفتم که چاهی کنده بود و نمیدانست خاک آن را کجا بریزد. دخو به او گفت یک چاه دیگر بکن، این خاکها را در آن بریز. بقیه داستان معلوم است. این آدم تا آخرعمرش چاه میکند. خاک اولی را میریخت در دومی، دومی را در سومی… گفتم ما یک انقلاب کردیم، یک عالم خاک از چاه جامعه آوردیم بیرون. حالا ماندهایم که این خاکها را کجا بریزیم.
شما میگویید یک چاه دیگر بکنید؛ ولی باز همان سئوال مطرح میشود. خاک چاه دوم را کجا بریزیم؟ ما نمیتوانیم عمری را به چاه کنی سپری بکنیم. [...] ما باید وارد همین بازی [انتخابات ریاست جمهوری] بشویم و این بازی را آن قدر تقویت کنیم که به جایی برسد که نتایج واقعی داشته باشد. ممکن است ابتدا نتایجی بدهد نیمه مطلوب، اما به تدریج انشاءلله مطلوب خواهد شد.» (مصاحبه با روز، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸)
در این عبارات سروش تحریم کنندگان انتخابات را به چاه کنی مانند میکند که همواره و همواره چاه میکند، حال آنکه این چاه کنی بیپایان است و هیچ غایت و نتیجهای ندارد. چنانکه نشان خواهم داد، در پس تمثیل چاه کن سروش در عبارات بالا استدلالی مبتنی بر اخلاقی نبودن تحریم انتخابات ریاست جمهوری براساس نتیجه گرایی1 در حوزه اخلاق هنجاری قرار دارد.
حمایت یک چهره ماندگار از کاندیدای اصلاح طلب
به گفته نصیری قیداری نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی پرفسور یوسف ثبوتی فیزیکدان مشهور و یکی از چهره های ماندگار از مهدی کروبی حمایت کرد.
وی فیزیکدان سرشناس ایرانی و مؤسس مرکز تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان بوده و استادیار بخش ریاضی دانشگاه نیوکاسل، دانشیار بخش فیزیک دانشگاه شیراز، ْدانشیار مدعو بخش نجوم دانشگاه پنسیلوانیا، استاد فیزیک دانشگاه شیراز، محقق ارشد انستیتوی نجوم و اختر فیزیک دانشگاه آمستردام، هلند، محقق مدعو مرکز نجوم و اختر فیزیک دانشگاه شیکاگو، استاد مدعو بخش فیزیک دانشگاه نورث ایسترن بوستون امریکا، عضو وابسته مرکز بینالمللی فیزیک نظری (تریست ایتالیا)است.
شنیده ها حاکی است که طی روزهای آینده نخبگان علمی دیگری از شیخ اصلاحات حمایت خواهند کرد.
نهضت آزادی حضور گسترده مردم و نظارت نهادهای مدنی را «باطل کننده همه ترفندهای حاکمیت در تحمیل خواستش بر ملت» دانستهاست
نهضت آزادی ایران با صدور بیانیهای، موضع انتخاباتی خود را حمایت از هر دو نامزد اصلاحطلب اعلام کرد. در این بیانیه آمدهاست: «انتخابات پیشرو فرصت مناسبی است که بتوان به گونهای مسالمتآمیز، روند فعلی را متوقف ساخت و کشور را از سقوط برگشتناپذیر نجات داد.»
نهضت آزادی تأکید کردهاست که آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی، هردو واجد ویژگیها و ظرفیتهایی هستند که به رغم «موانع موجود» و در چارچوب ساختار کنونی میتوانند «کف مطالبات سیاسی اصلاحطلبانه» را پاسخ دهند.
از دیدگاه صادرکنندگان این بیانیه حضور گسترده مردم در انتخابات و رأی دادن آنها به نامزدهای اصلاحطلب بهترین روش کمکرسانی به جریانی است که، در برابر «اندیشه بنیادگرایی حاکم»، راه اصلاح امور در چارچوب قانون اساسی را برای «تغییر وضعیت موجود» در پیش گرفته است. نهضت آزادی ایران، همچنین نسبت به آنچه «نبود فضای آزاد در انتخابات پیشرو و بیعدالتی آشکار در دسترسی نامزدها و گروهها به امکانات تبلیغاتی و عدم اطمینان از سلامت این انتخابات»، نامیده اعتراض کرد.
این نهضت در ادامه بیانیه خود حضور گسترده مردم و نظارت نهادهای مدنی را «باطل کننده همه ترفندهای حاکمیت در تحمیل خواستش بر ملت» دانستهاست. در این بیانیه آمدهاست: «در صورتی که معترضان به شرایط موجود و مخالفان دولت انگیزهای برای حضور یا شرکت در انتخابات نداشته باشند، طرفداران دولت، با آن که اقلیت جامعه را تشکیل میدهند، اکثریت رأیدهندگان خواهند بود.»
یک وبلاگنویس: شاید بتوانم جلوی انتخاب نشدن کسی را که نمی خواهم بگیرم
می دانم که با رای دادن من چیزهایی که میخواهم یا کسی که میخواهم انتخاب نمیشود ولی شاید بتوانم جلوی انتخاب نشدن کسی را که نمیخواهم بگیرم
دو دلیل اصلی من که احمدی نژاد را مناسب نمیدانم:
۱- به عنوان یک رئیس جمهور هر زمان که حرفی می زند احساس میکنم شعور من را به عنوان یک ایرانی به سخره گرفته است [1]
۲- همیشه فکر میکردم که رئیس جمهور کسی است که خوب یا بد دارای مشاورین اقتصادی حرفه ای است که این مشاوران حرفه ای تصمیم های درست یا غلط را بر اساس اصول علم اقتصاد میگردند ولی بعد از اخراج سه رئیس بانک مرکزی و یک وزیر متوجه شدم این مشاوران همه به آقای دکی تذکر داده بودند که ریختن پولهای نفتی یکشبه به دامان اقتصاد کشور باعث بزرگترین آفت اقتصاد که همانا تمام اقتصاد دانان از آن میترسند میشود … تورم
و آنگاه متوجه شدم که پرتقال فروش سر میدان نارمک شده است رئیس جمهور کشور من و هر آدم حرفه ای که مخالف حرف او هم حرف بزند با پرتقال هایش میزند
وبلاگنویس: من در انتخابات 76 و80 شرکت کردم ولی در 84 شرکت نکردم به دلايلی که شما ميگوييد ولی فکر ميکنم اشتباه کردم.
من در انتخابات 76 و80 شرکت کردم ولی در 84 شرکت نکردم به دلايلی که شما ميگوييد ولی فکر ميکنم اشتباه کردم جنابعالی ميگوييد تا وقتی اين رژيم انتخابات برگزار کند در انتخابات شرکت نميکنيد خوب پس رژيم بايد عوض بشه چه جوری ؟
شما زمان خاتمی رو بياد بياوريد که روزنامه ها خيلی راحت سران نظام رو زير سوال ميبردند درسته سريع روزنامه ها رو بصورت فله تعطيل ميکردند ولی به هرحال حرف ها زده شد تابو ها شکسته شد اکبر گنجی تا ميتوانست به رفسنجانی تاخت باقی تا ميتوانست رهبری را زير سوال برد در کل بايد فضا باز شود تا بتوان حرف زد رژيم را به زير سوال برد اگر فکر ميکنيد ميزان شرکت مردم در انتخابات بحدی شود که توجه جهانيان جلب شده و مشروعيت رژيم زير سوال رود بايد بگوييم سخت در اشتباهی چون رژيم به هيچ عنوان اجازه وقوع يک همچين وضعی را نميده به هر بهايی که شده باشد.
ببين اگر در ايران زندگی کنی اينی که ميگم برات ملموس تره در انتخابات قبلی من و تو شرکت نکرديم چی شد احمدی نژاد رييس جمهور شد و عواقب اون که همه اقتصاديش رو لمس کردند ازلحاظ آزادی هم به همين صورت بايد به کسی رای بدهيم که هر چند ناچيز فضای سياسی و مطبوعاتی باز تر شود تا راحت تر بتوان تيشه به ريشه اينها زد.
یک وبلاگنویس: اين را قبول ندارم كه تعداد آرا مشروعيت يك حكومت را تعيين مي كند. در هيچ جاي جهان چنين قاعده اي وجود ندارد.
راي مي دهم چون:
اين را قبول ندارم كه تعداد آرا مشروعيت يك حكومت را تعيين مي كند. در هيچ جاي جهان چنين قاعده اي وجود ندارد.
قانونا و عملا امكان اينكه تحريم انتخابات را تبليغ كنم ندارم. بنابراين اين كار شكست خواهد خورد مثل هميشه.
حتي اگر اكثريتي از مردم راي ندهند وزارت كشور آبروي نظام را با بردن آمار روي منحني حفظ خواهد كرد.
معتقدم آنچه ايران را به روز كنوني انداخته است نه حكومت آن كه فرهنگ … حاكم بر جامعه آن است. فرهنگي كه بجاي نقد, از سوي عوام و خواص ستايش مي شود. بهمين دليل شديدا معتقدم تا زماني كه در بستر يك سيستم اندكي بازتر ملت درس دموكراسي نياموزند تلاش براي تغيير حكومت يك خودكشي دسته جمعيست.
معتقدم اينجا سوييس يا فرانسه يا آمريكا نيست كه مردمش چند صد سال را صرف آموختن و اجراي دموكراسي كرده اند. اينجا ايران است جايي كه هر روز همه ماحتي تمام نا بساماني هاي غير سياسي راهم تحمل مي كنيم اما اعتراضي نمي كنيم و مي گوييم همين است كه هست. بنا براين احمقانه است كه در چنين موضوع حساسي يكدفعه جو گير شوم و فكر كنم كه دارم در مهد دموكراسي زندگي مي كنم و حكومت بايد امثال مصدق و گاندي و اميركبير را براي انتخاب جلوي من بگذارد و بدتر از آن اينكه به يكباره همه مطالبات انباشته شده تاريخي خود را از كانديدايي كه مي خواهم به او راي دهم بخواهم.
معتقدم اينكه چه كسي رييس جمهور باشد بر زندگي روزمره من كاملا موثر است. اگر ترديد داشتم در اين چهار سال فهميدم.
همه كساني كه چهار سال پيش در گوشم خواندند راي نده چنان و چنين مي شود امروز جز پراكنده گويي سخني در توجيه نصيحت چهار سال قبل خود ندارند. بيشترشان نمي توانند يك بحث كاملا منطقي را تا آخر ادامه دهند بدون آنكه احساساتي شوند و رگ غيرت و تورمشان بيرون نزند. آن هم در موضوعي به نام سياست كه در آن احساسات جايي ندارد.
من به موسوي راي خواهم داد و از او انتظار شق القمر هم نخواهم داشت.
یک وبلاگنویس: در انتخابات رأی خواهم داد كه در عرصهی عمومی سهم داشته باشم و مدام سركوب نشوم.
هر طور كه نگاه میكنم میبينم كه در وضعيتِ فعلیِ كشورم در گروه “بهحاشيهراندهشدهها” جا میگيرم: به دليلِ زن بودنام، آزادیخواه بودنام، و غيره. (اميدی هم ندارم كه به سرعت وضع عوض شود.) در انتخابات رأی خواهم داد كه (دستكم) حق حاشيهنشينیام به رسميت شناخته شود: تا حدی بتوانم صدايم را بلند كنم (مثلاً همفكرانم نشريهای داشته باشند.) و فعاليت كنم. (درِ سازمان غيردولتیمان را پلمب نكنند.) خلاصه: در عرصهی عمومی سهم داشته باشم و مدام سركوب نشوم.
لینک مطلب
فرخ نگهدار: تحریمگران هیچگاه هیچ خط مشی و نقشه و طرح روشن برای چگونگی تغییر ساختارهای حقوقی و قانون اساسی، یا تغییر حکومت ارایه نکردهاند.
بحث این است که از چه راه میخواهیم به طرف دموکراسی و جمهوریت برویم؟ از تحریم انتخابات، در این راستا، چه عایدمان میشود؟ و از شرکت و تلاش برای تاثیر گذاری بر یک انتخابات ناآزاد چه بدست میآوریم؟
بحث این است که تحریم تا چه حد عملی است؟ تاثیر آن بر شرایط سیاسی، بر توازن قدرتها در حکومت چیست؟ و از همه مهمتر، با استفاده از تحریم، چگونه میتوانیم نظام حقوقی و سیاسی کشور را تغییر دهیم؟
پاسخ به این سوالها ساده است. اولا تحریم در هیچ دورهای با موفقيت، با استقبال اکثریت حائزین حق رای مواجه نبوده است. ثانیا تحریم در تمام موارد به زیان طرفداران بسط جمهوریت و مردمسالاری در نظام سیاسی کشور و به سود طرفداران ولایت مطلقه و “حکومت اسلامی” تمام شده است. ثالثا تحریمگران هیچگاه هیچ خط مشی و نقشه و طرح روشن برای چگونگی تغییر ساختارهای حقوقی و قانون اساسی، یا تغییر حکومت ارایه نکردهاند. آنها در بهترین حالت فقط یک کلمه گفتهاند: “رفراندوم کنیم” و بس.
تحریمطلبی، از لحاظ فکری، یعنی فقدان یک نقشه هدفمند سیاسی روشن و اجراپذیر در جهت کسب قدرت، یا تاثیرگذاری بر معادلات قدرت. تحریمطلبی در عمل یعنی بیعملی؛ یعنی دور ریختن قدرت میلیونها رای به زیان گرایشهایی که با دموکراسیخواهی نزدیکترند و بسود کسانی که از دموکراسیخواهی به مراتب دورترند.
پس از جستجوی فراوان در نظریات جریانهای تحریمگر، با صداقت و اشراف کامل میگویم: در اندیشه سیاسی آنان هیچ عنصری، مطلقا هیچ عنصری که به جامعه دلگرمی و امید دهد، و وظیفهای جز آیه یاس بر دوش جوانان و فعالان بگذارد، ندیدهام. از “رفراندوم” حرف زده شده، به سیاست خاورمیانهای امریکا دل بسته شده، از انقلاب مخملین و شورش آرام سخن رفته، به گذر به “فاز نظامی” اشاره شده، اما در عمل فقط “صبر و انتظار” برایمان مانده بی هیچ کور سویی در افق
داریوش مهرجویی: برای رنگ کردن دنیایمان
در شرایط بد کنونی، اصلا جای نازکردن، قهرکردن و کنارکشیدن نیست، نباید دوران خوب یادمان برود و جوانها باید بدانند که در این شرایط کنارکشیدن به ضرر همه ما و پذیرش شرایطی است که دوستش نداریم!
از شما میخواهم با کمی فکر و اندیشه میان دو کاندیدای جبهه خودمان، یعنی آقایان کروبی و میرحسین موسوی یکی را انتخاب کنید و برای آمدنش تلاش کنید؛ آمدنی که شاید دنیایمان را رنگیتر کند.
همه ناگزیریم برای این انتخاب؛ این انتخابات شاید ویژهترین انتخابات برای من و شما باشد که تشنه تغییریم. همه را برای آمدن به پای صندوقهای رأی ترغیب کنید، همانطور که من همه را به آمدن، به انتخابات، به تلاش و تفکر ترغیب میکنم. در غیر این صورت ناچار به پذیرش یک سیستم مدیریتی هستیم که همه از آن ناراضیاند و برای تغییرش شاید دیر باشد. فکر میکنم همه اینها که گفتم، برای آمدنتان به پای صندوقهای رأی کافی باشد. نگویید نیست، که میدانم هست…
خشایار دیهیمی: من قطعا رأی میدهم، چون خستهام، بیزارم از دروغ و توهین…
من قطعا رأی میدهم، چون خستهام، بیزارم از دروغ و توهین… رأی میدهم چون میخواهم به ابتذال پایان دهم. شما هم سعی کنید به ابتذال پایان دهید. ابتذال رنجآورترین عنصر برای فرهنگ هر جامعه است. از دروغ، از ریا، از اینکه دائما تحقیر شوم، خستهام و به خاطر درستشدن این اوضاع نه تنها رأی میدهم، که به شما هم میگویم رأی بدهید.
از این سکنات خستهام، از بیاصولی، بیقاعدگی و گداصفتشدن آدمهای اطرافم خستهام. این همان ابتذال در عرصههاست. این ابتذال در فرهنگ، اقتصاد، در ادبیات؛ این ابتذال را دوست ندارم.
گاهی فکر میکنم حتی اگر دولتی سرکار بیاید که هیچ کمکی به من نکند و کاری برایم نکند، اما در آن دولت احساس شخصیت کنم، خوشبختم. من رأی میدهم، چون از ابتذال خستهام…
شما هم رأی بدهید، میدانم شما هم خستهاید…
عزت الله سحابی: رأی ندهیم امکان تقلب بالا می رود
عزت الله سحابی به عنوان سخنران اول نشست با بحث انتخابات و سلامت آن صحبت های خود را آغاز کرد و از جمله گفت: اگر ما رأی ندهیم با کم بودن رأی مخالف امکان تقلب بالا می رود.
وی سپس با تاکید بر اینکه باید« رأی های خاموش» را آگاه کرد، افزود: به هر کس دلتان می خواهد رأی دهید فقط به پای صندوق های رأی بیایید. بر سر موسوی و کروبی بحث نکنید مسئله این است که فقط احمدی نژاد نباشد. با هر کدام از این دو می توان مذاکره کرد.
2009/05/20
دیباچه
از اينکه وقت خود را صرف خواندن اين خبرنامه می کنيد از شما سپاسگزاريم. اين خبرنامه با آگاهی از اختلاف نظرهای موجود پيرامون انتخابات 22 خرداد راه اندازی گشته و هدفی جز فراهم سازی بستری ساده برای نشر ديدگاه های انديشمندان و فعالان سياسی- اجتماعی امروز ايران ندارد . اميد است شما نيز ما گردآورندگان اين مجموعه، گروهی از دانشجويان کارشناسی ارشد و دکتری، را در راه رسيدن به اهداف مشترکمان يعنی توسعه و آبادانی روز افزون کشور عزیزمان ايران همراهی نماييد.
این خبرنامه گوشه نگاهی دارد به نظر اشخاصی چون:
ابراهیم نبوی، نویسنده و طنزنویس
ابراهیم یزدی، فعال سياسی و دبیر کل نهضت آزادی ایران
احمد زید آبادی ، روزنامه نگار و فعال سیاسی
داریوش مهرجویی، کارگردان سينمای ايران
عباس عبدی، روزنامه نگار و فعال سیاسی
عبدالکریم سروش، فیلسوف و اندیشمند
فرخ نگهدار، نظریه پرداز سیاسی و از رهبران پیشین سازمان فدائیان خلق ایران
محسن مخملباف، کارگردان سينمای ایران
مسعود بهنود، روزنامه نگار و نویسنده مقیم انگلستان
مهرانگیز کار، حقوقدان و فعال اجتماعی
وبلاگ نویسان